استاندارد كردن نظام آموزشی

معرفی به دوستان اشتراک گذاری

بررسی تاریخی كشورهای پیشرفته و یا در حال پیشرفت در شكوفایی اقتصادی و تحول نظام آموزشی آنان نشان دهنده توجه جدی مدیران و برنامه ریزان این كشورها به استاندارد و استانداردسازی در آموزش و ترویج آن در بین جامعه است، به طوری كه هم اكنون در بسیاری از كشورها مقوله استاندارد در سالهای آخر مقطع تحصیلی دبیرستان و مقاطع مختلف دانشگاهی تدریس شده است.

استاندارد كردن نظام آموزشی
بررسی تاریخی كشورهای پیشرفته و یا در حال پیشرفت در شكوفایی اقتصادی و تحول نظام آموزشی آنان نشان دهنده توجه جدی مدیران و برنامه ریزان این كشورها به استاندارد و استانداردسازی در آموزش و ترویج آن در بین جامعه است، به طوری كه هم اكنون در بسیاری از كشورها مقوله استاندارد در سالهای آخر مقطع تحصیلی دبیرستان و مقاطع مختلف دانشگاهی تدریس شده ضمن آنكه در این كشورها این امر به یك پدیده فرهنگی و اجتماعی حایز اهمیت تبدیل گردیده است .

 اگر چه به كار بردن لفظ استاندارد و استاندارد سازی بیشتر در حیطه ی صنعت و تولید به كار گرفته شده است اما باید توجه داشت كه همه جا و همه چیز می تواند مورد توجه فرایند استاندارد سازی قرار گیرد . بطوری كه طیف وسیعی از شئونات زندگی انسان كه یكی از آنها مسئله تعلیم و تربیت است را می توان در این قالب جای داد . 

امروزه هیچ سازمان یا موسسه ای را نمی توان یافت كه از جهت های گوناگون با امر استاندارد سرو كار نداشته باشد. در این میان استاندارد كردن نظام آموزشی ، به دلیل اینكه از ویژگیهای خاصی برخوردار است اهمیت بیشتری را به خود اختصاص داده است . نظام آموزش و پرورش یك كشور حیاتی ترین و زیر بنایی ترین بخش برای اقتصاد آن كشور محسوب می شود و در عین حال نهادی است كه همه مردم به نوعی با آن مرتبط می باشند، ‌بنابراین مردمی ترین نهاد نیز به شمار می‏آید . 

در كشور ما قریب به هفده میلیون و یكصد هزار دانش آموز و بیش از نهصد هزار نفر معلم و كارمند در بیش از ۱۳۸ هزار آموزشگاه به صورت مستقیم فعالیت دارند . با وجود این گستردگی و برای جلوگیری از بی راهه روی ها ، نیاز به وجود چهارچوبهای مشخص ـ برای انجام فعالیتهای گوناگون در این نظام ـ به نام استاندارد و استاندارد سازی بیش از هرچیز احساس می شود .

به طور كلی ۳ عامل عمده را می توان در توجه به استاندارد و استانداردسازی در آموزش و پرورش ذكر كرد : 
۱- افزایش فاصله علمی بین كشورهای توسعه یافته و در حال توسعه ، در نتیجه توجهی كه كشورهای توسعه یافته به امر استاندارد سازی در نظام آموزشی نموده اند . 

۲- ظهور آگاهی هرچه بیشتر در بین جامعه نسبت به فواید بهره گیری از استانداردها در زمینه های مختلف . 

۳-ضرورت جلوگیری از بی راهه رویها و تكیه بر چارچوبهائی مدون كه از درجه اعتماد بالایی برخوردار باشند . 

استاندارد مفهوم ثابتی نیست و همراه با دگرگونی ها و پیشرفت هایی كه در اثر تحقیقات علمی بوجود می آید، معیارهای آننیز دچار تغییرمی شود. استاندارد تبلور آگاهی و آزمایش گذشته است كه مبنایی برای پیشرفت های آتی محسوب می شود. بكارگیری استانداردها در سازمان، فواید زیادی را به همراه دارد. بهره گیری از آنها می تواند موجب ساده سازی امور، امكان تعویض پذیری آنها، افزایش ایمنی فعالیتها و صرفه جویی در منابع مادی و اقتصادی و انسانی را به همراه داشته باشد. 

در این میان استانداردهای آموزشی را می توان به عنوان سیستم و سامانه ای در نظر گرفت كه كار كنترل كیفی فعالیتهاو خدمات ارائه شده از سوی این نظام را بر عهده دارند. بكارگیری استانداردها در آموزش وپرورش، نیازمند رعایت پیش نیازهائی است كه توجه به آنها می تواند موجب ترویج و تحقق و همچنین پایداری استانداردها به گونه ای بهتر شود. از جمله این پیش نیازها، تعریف دقیق اهداف نظام آموزشی و نیازهای آن، شناسایی دقیق خواسته های جامعه از این نظام و راههای دستیابی به آنها و همچنین افزایش توان انطباق پذیری نظام آموزشی با توجه به تغییرات پیرامونی از جمله تحولات جهانی است. 

منبع:مهرداد یگانه،استانداردو استانداردكردن(تهران:مركز آموزش تحقیقات صنعتی ایران،پائیز۱۳۷۹)،ص ۱۴. 

نظرات

 
   
 
Captcha