معرفی به دوستان اشتراک گذاری

۳۲ درصد جمعیت زیر خط فقر مطلق، ۱۱ درصد نرخ بیکاری، تعطیلی ۶۰ درصد تولیدی ها، واردات بیرویه، تورم دورقمی، تضاد طبقاتی و دهها مسئله دیگر که گاه و بیگاه در اخبار درباره آنها میشنویم همه میتوانند به عنوان مشکلات جدی اقتصادی تعبیر شوند که کشور ایران هماکنون با آنها دست به گریبان است؛ البته اینها مشکلاتی نیستند که تازه پایشان به اقتصاد ایران باز شده باشد و شاید از زمانی که ابزاری برای سنجششان در دسترس قرار گرفته کم و بیش همراه اقتصاد نیمه سنتی کشور بوده اند. و تقریبا به قدمت طول عمر این مشکلات مباحثات، توصیه ها و برنامه هایی هم بوده اند که به منظور برون رفتن از چنین معضلات اقتصادییی طرح گشته اند، که مجموعا میتوان همه این آرا و برنامه ها را حول راهکارهایی برای توسعه اقتصادی ایران گردهم آورد. در میان این راهکارها، تعداد قابل توجهی هم هستند که انگشت را به سمت توسعه فرهنگی، خاصه توجه به نظام آموزش و پرورش و سرمایه گذاری روی آن نشانه رفته اند.

مقدمه:

۳۲ درصد جمعیت زیر خط فقر مطلق، ۱۱ درصد نرخ بیکاری، تعطیلی ۶۰ درصد تولیدی ها، واردات بیرویه، تورم دورقمی، تضاد طبقاتی و دهها مسئله دیگر که گاه و بیگاه در اخبار درباره آنها میشنویم همه میتوانند به عنوان مشکلات جدی اقتصادی تعبیر شوند که کشور ایران هماکنون با آنها دست به گریبان است؛ البته اینها مشکلاتی نیستند که تازه پایشان به اقتصاد ایران باز شده باشد و شاید از زمانی که ابزاری برای سنجششان در دسترس قرار گرفته کم و بیش همراه اقتصاد نیمه سنتی کشور بوده اند. و تقریبا به قدمت طول عمر این مشکلات مباحثات، توصیه ها و برنامه هایی هم بوده اند که به منظور برون رفتن از چنین معضلات اقتصادییی طرح گشته اند، که مجموعا میتوان همه این آرا و برنامه ها را حول راهکارهایی برای توسعه اقتصادی ایران گردهم آورد. در میان این راهکارها، تعداد قابل توجهی هم هستند که انگشت را به سمت توسعه فرهنگی، خاصه توجه به نظام آموزش و پرورش و سرمایه گذاری روی آن نشانه رفته اند.
 
در این مقاله سعیم بر این است که ضمن بررسی نظریات عمده ای که درباره توسعه اقتصادی و چرایی عقب ماندن برخی کشورها از ماراتون جهانی توسعه مطرح شده، به طور ویژه نگاهی هم بیاندازم به نظریات جامعه شناسان مهمی که درباره رابطه نظام آموزش و پرورش و نظام اقتصادی و کارکرد این نظام برای توسعه اقتصادی نظریاتی بیان داشته اند.
 
توسعه اقتصادی:
توسعه اقتصادی شاید از قرون شانزدهم و هفدهم که دوره رونق و نفوذ مکتب مرکانتلیسم بود، البته بیشتر با هدف افزایش درآمد ملی از طریق تجارت مورد توجه دول غربی آن زمان بوده تا کنون هیچگاه از لیست اهداف اصلی سیاستهای این کشورها خارج نشده است. اما در دهه های اخیر به ویژه بعد از جنگ جهانی دوم و در کشورهایی که بعدا کشورهای «درحال توسعه» خطاب شدند مسئله توسعه اقتصادی ابعاد جهانی پیدا کرد. یک دلیل این امر، رشد امکان ارتباطات میان مردم در اقصا نقاط جهان و به تبعش اطلاع یافتن از نحوه و شرایط زندگی مردم در کشورهای مختلف است. از یک طرف مردم، دولتمردان و متفکران مناطق فقیرتر با مشاهده رفاه و پیشرفتهای صنعتی در ممالک غربی به این فکر افتادند که چرا آنان از این قافله عقب مانده اند؛ و از طرف دیگر متفکران و اقتصاددانان غربی هم با مشاهده وضعیت مردم در کشورهای جهان سوم به دنبال یافتن دلایلی برآمدند که علت عدم موفقیت آنها در همگامی با پیشرفتهای غربی شده بود. همچنان که می دانید امروزه ممالک جهان را به دو دسته توسعه یافته و در حال توسعه تقسیم میکنند. با اینکه توسعه مفهومی عام بوده و میتواند موارد متعددی چون توسعه سیاسی، فرهنگی، انسانی، اداری، اجتماعی و اقتصادی را در بربگیرد اما توسعه اقتصادی دارای اهمیت و جایگاه ویژهای در میان سایرین بوده و میزان توانایی یک کشور در بهبود اوضاع اقتصادیش شرط مهمی برای تامین سایر ابعاد توسعه به شمار میرود.
 
از جمله شاخص هایی که میتوان آنها را ملاکی برای توسعه نیافتگی یک کشور قلمداد کرد شامل این موارد میشوند: پایین بودن سطح درآمد عمومی و در حد رفع مایحتاج اولیه، اشتغال بخش بزرگی از جمعیت در بخش کشاورزی، درصد بیکاری قابل توجه و فزاینده، نسبت بالای هزینه ها به نسبت درآمد اکثریت جامعه، پایین بودن امید به زندگی، عدم توسعه یافتگی و بهره وری مناسب صنایع تولیدی، عدم کارآیی سیستم آموزش و پرورش و سطح بالای بیسوادی و موارد بسیار دیگر. (دولتشاهی؛ ۹۳)
 
در ایران نیز سالیان سال است که دولتمردان و متفکرانش مانند بسیاری در سایر مناطق دنیا پی به مشکلات اقتصادی کشور برده و درصدد برآمده اند که مسیر پر پیچ و خم توسعه را طی نمایند. که رد این تلاشها را میتوان از زمان تسلط سلسله قاجار در کشور پیگرفت. به عنوان مثال عباس میرزا را جزو اولین کسانی میدانند که به فکر ایجاد اصلاحات در کشور و تا حدودی توسعه اقتصادی افتاد. درگیر بودن مستقیم او با جنگهای ایران و روسیه تزاری و مراوداتی که با دول فرانسه و انگلستان داشت و اینکه تا میزان زیادی شاهد برتری این ممالک به مدد پیشرفتهای علمی و تکنولوژیکی که به دست آورده بودند از جمله دلایل شکل گرفتن این عزم جدی در او به شمار میرفت. پس از عباس میرزا، امیرکبیر اقدامات نوگرایانه ای را آغاز کرد. او تغییراتی در نظام سیاسی مالیه و خزانه صورت داد، به دنبال نظام آموزشی نوین بود و تلاش داشت تا از نفوذ علما و مراجع بکاهد، امور اقتصادی را بهبود ببخشد و در جهت کاهش نفوذ استعمار صنایع نوین را وارد ایران نماید. (قادری و میرزایی؛ ۱۳۸۹). اوج حرکت به سوی توسعه اقتصادی در دوره سلطنت پهلوی ها مشاهده میشود. تلاشهایی که رضاشاه به منظور گسترش مدارس و دانشگاهها، تاسیس صنایع مختلفه، احداث جاده ها و راه آهن و... کرد و همچنین شتابی فزاینده تر در دوره پهلوی پسر به سمت مدرنیزه کردن ایران مخصوصا با اعلام انقلاب سفید را میتوان شاهدی بر این مدعا تلقی کرد.بعد از انقلاب اسلامی در ایران همچنان ایده توسعه اقتصادی ایران بالکل فراموش نشد و در قالب برنامه های پنجساله توسعه خود را نشان داد.
 
نظریه هایی درباب توسعه اقتصادی
در این بخش به صورت کاملا مختصر میخواهم نگاهی داشته باشم به نظریاتی که درباب توسعه اقتصادی مطرح شدهاند. در طول تاریخ کمتر اقتصاددانی را میتوان یافت که در باب توسعه اقتصادی و روشهای دستیابی به آن اظهار نظر نکرده باشد. به عنوان مثال در میان علمای مکتب کلاسیک، آدام اسمیت معتقد بود که بسط هرچه بیشتر تقسیم کار و در نتیجه هرچه بالاتر بردن بهره وری تولید اقتصادی، رمز رسیدن به توسعه اقتصادی است. ریکاردو توجه بیشتری به تجمع سرمایه، و صرف این سرمایه ها در بخش تولید کرد و معتقد بود این امر به همراه بهبود فناوریهای تکنولوژیکی مانع سکون و رکود اقتصادی میگردد. توماس مالتوس هم که او را در زمره علمای بدبین طبقه بندی کرده اند توجه ویژهای به جمعیت کشورها و لزوم کنترل آن نشان داد. چرا که معتقد بود افزایش تولیدات (مخصوصا تولیدات غذایی) نمیتواند با میزان رشد جمعیت برابری نماید.
 
در دوره های اخیرتر نیز نظریه های مختلفی در زمینه توسعه اقتصادی مطرح شدهاند که از جمله آنها میتوان به نظریه دایره خبیثه فقر اشاره نمود، که بیشتر به دلایلی که موجب عدم توانایی برخی کشورها برای توسعه یافتن میگردند میپردازد. این نظریه را میتوان در این خلاصه نمود که وقتی یک کشر فقیر است در نتیجه درآمدها کم میباشد، درآمد کم به عدم توانایی خرید منجر میشود که لاجرم آن هم به فروش و بازدهی کم بنگاههای اقتصادی دامن میزند؛ بازهی کم و درآمدهای محدود باعث پسانداز کم و آنهم موجب سرمایه گذاری اندک میگردد. ضمنا در چنین جامعه ای معمولا امکان تحصیل و آموزش نیروهای انسانی هم وجود ندارد که خود به مسایل دامن میزند. مجموعه این مسائل باعث میشود که کشور در دور باطلی بیافتد که تا اتفاق عمده ای رخ ندهد توان برون رفت از آنرا نخواهد داشت. و شاید از همین منظر است که «روزن اشتاین رودن» نظریه تکان بزرگ را مطرح کرده که بر طبق آن برای برون رفت ممالک در حال توسعه از این دایره خبیثه فقر و به حرکت درآمدن اقتصادشان میبایست مبلغ قابل توجهی سرمایه گذاری گردد.
 
کیدنل برگر هم محدودیت بازار را از عوامل عمده توسعه نیافتگی کشورها میداند و باور دارد با سرمایه گذاری در بخشهایی چون حمل و نقل و احداث جاده ها که منجر به افزایش بازار‌ّهای تحت نفوذ تولیدی ها میشوند و همچنین احتمالا با گسترش روابط اقتصادی بین المللی میتوان توسعه اقتصادی را تحقق بخشید. (دولتشاهی؛ ۹۳). روستو نیز سیر تکاملی برای توسعه اقتصادی قائل شده و تاریخ را به مراحل ذیل طبقه بندی میکند: جامعه سنتی، جامعه پیشاز صنعتی، مرحله خیزش و جهش اقتصادی، مرحله جامعه بالغ و نهایتا جامعه با مصرف انبوه. پرواضح است که این نظریه تاریخی، برای توسعه یافتن یک کشور شرط اصلی را گذر کردن از این سلسله مراتب تلقی میکند.

ادامه دارد...

منبع: سایت آموزش 118

اخبار مرتبط

نظرات

 
   
 
Captcha